۱۳۸۸ شهریور ۱۹, پنجشنبه

naib ziart emam reza/نایب الزیاره امام رضا


شبهای سه شنبه به زیارت اقا میروم هر که خواست میتواند با پیغام گذاشتن درقسمت نظرات با اوردن نام خود ودرصورت تمایل حاجت خود منرا به عنوان نایب الزیاره(اگه اقا مرا قبول کنه)

بفرسته به زیارت

اجرش با امام غریب

dokhtar pesra


ziba iranian persian


۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

۱۳۸۸ شهریور ۱۰, سه‌شنبه

شعر


    http://www.aqrazavi.org/index.php


  • وقتی به آدم میگن دنیا فقط دو روزه آدم دلش میسوزه ای خدا ای خدا
  • دوباره خوابش دیدم من لعنتی دوباره من هنوزم عاشقم ای وای با یه قلب تیکه پاره
  • چقده خواب می بینی مرد دیگه بسه بیا ازعاشقی برگرد دیگه بسه
  • اون توروفراموشت کرد دیگه بسه
  • میدونم یه وقتای دلت برام تنگ میشه تو خیابون نگاه میکنی ازپشت شیشه

  • اون که ازپشت درختا میگذره شاید منم که دارم تنهایی با یاد تو پرسه میزنم
  • تو نمیدونی که صدات تو گریه هاتو جا گذاشتی

  • تو نمیدونی که هواتو نفساتو جا گذاشتی
  • عطرت میون اتاقم عکس تو آیینه مونده شال گردن خیست توباز پهلوی شومینه مونده

  • تو رو دوست دارم گریه شب بیدارم گریه تا شدم عاشق چشمات گریه شد کارم گریه

  • تو نمیدونی ....

به نام خدا


خداوندا دراین ماه عزیز

رمضانت شروع کردم


من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو

سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو

تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم

آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو

من از هر دررانده ام ، من رانده ی وامانده ام

یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو

پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد

هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو

گفتم منم در می زنم ،گفتی به تو سر می زنم

من هم مکرر می زنم ،کو عهد و کو پیمان تو؟

سوی تو رو آورده ام، ای خم سبو آورده ام

من آبرو آورده ام، کو لطف بی پایان تو؟

حال من گوشه نشین، با گوشه ی چشمی ببین

جز سایه ی پر مهرتان، جایی ندارم جان تو

من خدمتی ننموده ام، دانم بسی آلوده ام

اما به عمری بوده ام، چون خار در بستان تو

q


علی جان با فریب آرین کج شد راهت و روزهایی را بیخود ازدست دادی ازتو معذرت میخام